غزل شمارهٔ ۳۸۶۰
زبستگی دل آگاه شادمان باشد
که لال را ز ده انگشت ترجمان باشد
شکسته پایی من برفلک گران باشد
پیاده هر که رودبار کاروان باشد
قدم برون منه از خودکه تیر کجرفتار
همان به است که در خانه کمان باشد
درین دوهفته که گل گرم محمل آرایی است
کسی چه در پی تعمیر آشیان باشد