غزل شمارهٔ ۳۸۶۵

همیشه صاحب طول امل غمین باشد

که چین به قدر بلندی در آستین باشد

اگر چه بر یدبیضا بود صباحت ختم

نظر به ساعد او صبح اولین باشد

به روشنایی دل هرکه صفحه ای خوانده است

چراغ در نظرش میل آتشین باشد

حضور می طلبی، تن به خاکساری ده

که عیش روی زمین در ته زمین باشد