غزل شمارهٔ ۳۸۷۹

کریم اوست که خود را بخیل می داند

عزیز اوست که خود را ذلیل می داند

درین محیط چو غواص هر که محرم شد

نفس کشیدن خود قال وقیل می داند

کسی که آتش خشم و غضب فرو خورده است

میان شعله حضور خلیل می داند

خوشم به گریه خونین که آن بهشتی روی

سرشک تلخ مرا سلسبیل می داند