غزل شمارهٔ ۳۸۸۲

چنان که حسن ترا هیچ کس نمی داند

ز عشق حال مرا هیچ کس نمی داند

ترا ز اهل وفا هیچ کس نمی داند

مرا سزای جفا هیچ کس نمی داند

بجز دلت که زبان با دلم یکی دارد

عیار شوق مرا هیچ کس نمی داند

اگر چه جوهریان عزیز دارد مصر

بهای یوسف ما هیچ کس نمی داند