غزل شمارهٔ ۳۹۰۷

سبکروان که طلبکار یار می گردند

غبار رهگذر انتظار می گردند

برآز قید علایق که خانه بردوشان

ز سیل حادثه کم بیقرار می گردند

ز پشت مرکب چوبین دار بی برگان

به دوش چرخ چو عیسی سوار می گردند

جماعتی که ز تلخی زنند جوش نشاط

به هر مذاق چو می خوشگوار می گردند