غزل شمارهٔ ۳۹۱۲

سبکروان ز غم روزگار بیخبرند

چو دامن فلک از زخم خار بیخبرند

جهان به دیده روشندلان نمی آید

ستاره های فلک از غبار بیخبرند

جماعتی که نفس ناشمرده خرج کنند

ز خرده گیری روز شمار بیخبرند

درون پرده گروهی که باده می نوشند

ز پرده سوزی صبح خمار بیخبرند