غزل شمارهٔ ۳۹۱۳

خوش آن گروه که مست بیان یکدیگرند

ز جوش فکر می ارغوان یکدیگرند

نمی زنند به سنگ شکست گوهر هم

پی رواج متاع دکان یکدیگرند

حباب وار ندارند چشم بر کوثر

ز شعر های تر آب روان یکدیگرند

زنند بر سر هم گل ز مصرع رنگین

ز فکر تازه گل بوستان یکدیگرند