غزل شمارهٔ ۲۹۸۸

هر چند شیر بیشه و خورشیدطلعتی

بر گرد حوض گردی و در حوض درفتی

اسپت بیاورند که چالاک فارسی

شربت بیاورند که مخمور شربتی

بی خواب و بی‌قراری شب‌های تا به روز

خواب تو بخت بست که بسته سعادتی

از پای درفتادی و از دست رفته‌ای

بی دست و پای باش چه دربند آلتی