غزل شمارهٔ ۳۹۲۲

ترا ز عالم عبرت اگر نظر بخشند

ازان به است که صد گنج پرگهر بخشند

مکن سئوال اگر چون صدف ترا زین بحر

به هر گشودن لب دامن گهر بخشند

به ماه نولب نان بی شفق نداد فلک

تو کیستی که ترا نان بی جگر بخشند

به تنگنای فلک با شکستگی خوش باش

شکنجه ای است که دربیضه بال وپر بخشند