غزل شمارهٔ ۳۹۲۳

چه نعمتی است به من قرب آن دهن بخشند

مرا چوخط به لب او ره سخن بخشند

سبک چو گرد ز دامان همت افشانم

تمام روی زمین را اگر به من بخشند

شکستگان جهانند مومیایی هم

خوشا دلی که به آن زلف پرشکن بخشند

درین ریاض ثمر رزق باد دستانی است

که چون شکوفه به هر خار پیرهن بخشند