غزل شمارهٔ ۳۹۲۴

چگونه باده عرفان جماعتی نوشند

که باده در رگ تاک است ومست ومدهوشند

حدیث بیش وکم ومهرذره بدمستی است

ز یک پیاله دو عالم شراب می نوشند

ز ما سلام به دارالسلام دار رسان

که در زمانه ما خلق پنبه در گوشند

حدیث اهل زمین قابل شنیدن نیست

به ذوق حرف که این نه صدف همه گوشند