غزل شمارهٔ ۳۹۲۸

ز درد چهره محال است مرد زرد کند

چه لایق است که اظهار درد مردکند

ز درد نیست اگر زیر تیغ آه کشم

که هر کجا که فشانند آب گرد کند

علاج خصم زبردست نیست جزتسلیم

به آسمان چه ضرورست کس نبرد کند

شود ز رفتن روشندلان جهان غمگین

که زرد روی زمین آفتاب زرد کند