غزل شمارهٔ ۲۹۹۲

ای بس فراز و شیب که کردم طلب گری

گه لوح دل بخواندم و گه نقش کافری

گه در زمین خدمت چون خاک ره شدم

بر چرخ روح گاه دویدم باختری

گم گشته از خود و دل و دلبر هزار بار

گه سر دل بجسته و گه سر دلبری

بر کوه طور طالب ارنی کلیم وار

وز خلق دررمیده به عالم چو سامری