غزل شمارهٔ ۳۹۸۰

شکوه بحر ز امواج آشکاره شود

یکی هزار شود دل چو پاره پاره شود

مباش در پی گرد آوری که ماه تمام

ز خود تهی چو شود قابل اشاره شود

خودی حصاری ساحل نموده بحر ترا

ز خودکناره گزین بحر بی کناره شود

مرا چوآینه سیری ز وصل ممکن نیست

تمام عمرم اگر صرف یک نظاره شود