غزل شمارهٔ ۳۹۹۲

مرا به میکده هر کس که راه بنماید

در بهشت به رویش خدای بگشاید

بجز قلمرو مازندران کجا دیگر

کلاه گوشه مینا به ابر می ساید

در آن دیار اقامت مکن که از سردی

زبان آتش سوزان به زینهار آید

بیا به کشور مازندران که در سرما

بغیر آتش می آتشی نمی باید