غزل شمارهٔ ۳۹۹۵

اگر به پیرهن گل وگلاب باز آید

امید هست به جوی من آب باز آید

شکسته پر وبالم درست خواهد شد

به آشیانه چو مرغ کباب باز آید

رم از طبیعت آهوی چشم اگر برود

امید هست که عمر از شتاب بازآید

حضور رفته ز دوران مجوی هیهات است

که شبنم از سفر آفتاب باز آید