غزل شمارهٔ ۳۹۹۷
مرا تعجب ازان پر حجاب می آید
که در خیال چسان بی نقاب می آید
ز نارسایی بخت سیاه در عجبم
که چون به خانه من آفتاب می آید
به حرف بی اثر ما که گوش خواهد کرد
ز کوه ناله ما بی جواب می آید
چو نخل بادیه در دامن توکل پای
کشیده ام که ز دریا سحاب می آید