غزل شمارهٔ ۲۹۹۶

گر من ز دست بازی هر غم پژولمی

زیرک نبودمی و خردمند گولمی

گر آفتاب عشق نبودیم چون زحل

گه در صعود انده و گه در نزولمی

ور بوی مصر عشق قلاوز نیستی

چون اهل تیه حرص گرفتار غولمی

ور آفتاب جان‌ها خانه نشین بدی

دربند فتح باب و خروج و دخولمی