غزل شمارهٔ ۴۰۱۴

اسیر بند قضا رو گشاده می باید

به تیغ گردن تسلیم داده می باید

ز پاس عزت روشندلان مشو غافل

که سرو بر لب آب ایستاده می باید

مگیر تنگ به مردم که اهل دولت را

دل گشاده ودست گشاده می باید

عنان نفس ز کف دادن از بصیرت نیست

سگ درنده اسیر قلاده می باید