غزل شمارهٔ ۴۰۲۳

خطش دمید وبه عشاق مهربان گردید

ازین بهار چه گلهای خوش عیان گردید

هزار تشنه جگر را به آب خضر رساند

خطی که گرد لب لعل دلستان گردید

به چشم رخصت پرواز نامه خواهد داد

قیامتی که ز رخسار او عیان گردید

ز خاک نرگس وگل چشم بسته می روید

ز شرم روی تو هرجا عرق فشان گردید