غزل شمارهٔ ۴۰۵۳

پروانه ای که گرد تو یک بار می پرد

از شاخسار شعله شرروار می پرد

ژولیده موی باش که سر می دهد به باد

هر کس به بال طره دستار می پرد

امروز نوبت جگر تشنه زخم کیست

کز شوق بوسه اش لب سوفار می پرد

تا در بغل کشد کمر نازک ترا

از شوق چشم حلقه زنار می پرد