غزل شمارهٔ ۳۰۰۲

شوری فتاد در فلک ای مه چه شسته‌ای

پرنور کن تو خیمه و خرگه چه شسته‌ای

آگاه نیستند مگر این فسردگان

از آتش تو ای بت آگه چه شسته‌ای

آتش خوران ره به سر کوی منتظر

با مردمان زیرک ابله چه شسته‌ای

دل شیر بیشه‌ست ولیکن سرش تویی

دل لشکر حقست و تویی شه چه شسته‌ای