غزل شمارهٔ ۴۰۷۰

تنها ز باغ خود چمن آرا ثمر خورد

آن را که باغ نیست ز صد باغ برخورد

با تشنگی بساز که باریکتر شود

هرچند رشته آب گهر بیشتر خورد

در زیر تیغ حادثه ابرو گشاده باش

کاین زخمها ز چین جبین بر سپر خورد

روشندلان ز نقش خود آزار می کشند

کز جوهر آب آینه بر یکدیگر خورد