غزل شمارهٔ ۳۰۰۴
بزم و شراب لعل و خرابات و کافری
ملک قلندرست و قلندر از او بری
گویی قلندرم من و این دلپذیر نیست
زیرا که آفریده نباشد قلندری
تا کی عطارد از زحل آرد مدبری
مریخ نیز چند زند زخم خنجری
تا چند نعل ریز کند پیک ماه نیز
تا چند زهره بخش کند جام احمری