غزل شمارهٔ ۴۰۸۷

هر ناله کی به خلوت جانانه می رسد

آنجا کمند نعره مستانه می رسد

دل را گناه نیست در افشای راز عشق

بوی کباب زود به هر خانه می رسد

مردانه است چرخ در آزار اهل دل

زور نه آسیابه همین دانه می رسد

از مهروماه دیده یعقوب فارغ است

از غیب روشنایی این خانه می رسد