غزل شمارهٔ ۴۰۹۶

تا دیده محو روی تو شد کامیاب شد

شبنم به آفتاب رسید آفتاب شد

حسن تو از دمیدن خط کامیاب شد

پیغمبر جمال تو صاحب کتاب شد

از شرم زلف وروی تو در ناف آهوان

صد بار مشک خون شد وخون مشک ناب شد

یک چشم خواب تلخ جهان در بساط داشت

آن هم نصیب دیده شور حباب شد