غزل شمارهٔ ۳۰۰۶
سیمرغ و کیمیا و مقام قلندری
وصف قلندرست و قلندر از او بری
گویی قلندرم من و این دل پذیر نیست
زیرا که آفریده نباشد قلندری
دام و دم قلندر بیچون بود مقیم
خالیست از کفایت و معنی داوری
از خود به خود چه جویی چون سر به سر تویی
چون آب در سبویی کلی ز کل پری