غزل شمارهٔ ۴۱۰۷

تا چند دل ترا به هوا وهوس کشد

چون عنکبوت دام به صید مگس کشد

بویی شنیده است ز گلزار اتحاد

هر بلبلی که ناز گل از خار وخس کشد

روشندلی است عاشق صادق که همچو صبح

در اولین نفس نفس باز پس کشد

فارغ ز انقلاب بهار وخزان شود

سرزیر بال هر که به کنج قفس کشد