غزل شمارهٔ ۴۱۱۰
آیینه ام ز روشنی آزار می کشد
خاطر به سیر سبزه زنگار می کشد
با زاهدان خشک مگو حرف حق بلند
منصور را ببین که چه از دار می کشد
این بوستان کیست که مژگان آفتاب
چون خار گردن از سر دیوار می کشد
درمانده ملایمت من شده است خصم
اینجا ز موم نشتر آزار می کشد