غزل شمارهٔ ۴۱۲۶

خوبان دلم به زلف گرهگیر بسته اند

دیوانه مرا به دو زنجیر بسته اند

جمعی که زیر چرخ نفس راست کرده اند

از بیم جان چو صبح دو شمشیر بسته اند

از رشک قاصدان سخنساز عاشقان

مکتوب خود به بال وپر تیر بسته اند

جمعی که فتح باب زگردون طمع کنند

دل بر گشاد عنچه تصویر بسته اند