غزل شمارهٔ ۴۱۸۴
از دور باش کی حذر اغیار می کند
گلچین کجا ملاحظه از خار می کند
سیراب اگر شود جگر تشنه از سراب
کوثر علاج تشنه دیدار می کند
هموار می کند به خود این سنگلاخ را
از خلق هر که روی به دیوار می کند
مژگان اشکبار شود موی برتنش
در هر دلی که ناله من کارمی کند