غزل شمارهٔ ۴۲۰۱

با طفل آنچه جنبش گهواره می کند

بیطاقتی به این دل آواره می کند

ای عشق غافلی که جدا از حضور تو

آسودگی چه بامن بیچاره می کند

از زخم خار نیست غمی تازه روی را

گل نوشخند با دل صد پاره می کند

دل ساده کن ز نقش که نظاره کتاب

خاک سیه به کاسه نظاره می کند