غزل شمارهٔ ۴۲۰۷

عاشق حذر ز دیده اختر نمی کند

از آتش احتراز سمندر نمی کند

عارف ز شاهدان مجازست بی نیاز

دریاکش التفات به ساغر نمی کند

نتوان فریفت تشنه دیدار را به آب

عاشق نظر به چشمه کوثر نمی کند

داغی که هست در جگر قدردان عشق

با آفتاب وماه برابر نمی کند