غزل شمارهٔ ۴۲۱۳

بعد از فنا ز هستی ما شور شد بلند

از چوب دار رایت منصور شد بلند

نتوان به خاک خون مرا پایمال کرد

شور قیامت زلب گور شد بلند

در دور خط دهان توشیرین کلام شد

گرد شکر ز قافله مور شد بلند

از ترک خانمان به طلبکاری کلیم

دست نوازش شجر طور شد بلند