غزل شمارهٔ ۴۲۲۱

مردان به آب تیغ شهادت وضو کنند

تا بی غبار سجده بر آن خاک کو کنند

گام نخست پشت به دیوار می دهند

از کعبه خلق اگر به دل خویش رو کنند

چون شیشه عالمی همه گردن کشیده اند

تا از شراب عشق که را سرخ رو کنند

باز آید آب رفته هستی به جوی ما

روزی که خاک تربت ما را سبو کنند