غزل شمارهٔ ۴۲۲۸

مردان نظر سیاه به دنیا نمیکنند

روز سفید خود شب یلدا نمی کنند

پیکان دهن به خنده چو سوفار باز کرد

از کار ما هنوز گره وا نمی کنند

خوبان که همچو سیل عنان ریز می روند

اندیشه از خرابی دلها نمی کنند

دارد حذر ز سایه خود عقل شیشه دل

دیوانگان ز سنگ محابا نمی کنند