غزل شمارهٔ ۴۲۶۱

آنجا که خنده لعل ترا پرده در شود

طوطی چو مغز پسته در شکر شود

می خوردن مدام مرا بی دماغ کرد

عادت به هر دوا که کنی بی اثر شود

چون دستگاه عیش به مقدار غفلت است

بیچاره آن کسی که زخود باخبر شود

با راست رو، زبان ملامت چه می کند

چون خار سر ز راه زند پی سپرشود