غزل شمارهٔ ۴۲۶۳

از نور وحدت آن که دلش بهره ور شود

کی از هجوم ذره پریشان نظر شود

جایی که هفت پرده حجاب نظر نشد

کی آسمان حجاب دل دیده ور شود

رنگش ز آفتاب قیامت نمی پرد

رخسار هر که لعل به خون جگر شود

ته جرعه ای ز جسم گرانجان او بجاست

آن را که از محیط کف پای تر شود