غزل شمارهٔ ۴۲۶۵

از آه دل سرآمد ارباب غم شود

میدان از آن کس است که صاحب علم شود

هر سر سزای افسر بخت سیاه نیست

این تاج از سری است که شق چون قلم شود

این جسم چون سفال که سنگ است ازو دریغ

گر پروری به خون جگر، جام جم شود

در گوش چرخ حلقه مردانگی شود

از بار درد قامت هر کس که خم شود