غزل شمارهٔ ۴۲۶۷

وقت است از شکوفه چمن سیمتن شود

هر خار خشک یوسف گل پیرهن شود

دست نگار بسته شود هر کف زمین

هر گوشه دلپذیر چو کنج دهن شود

از مظهر جلال شود جلوه گر جمال

داغ پلنگ، چشم غزال ختن شود

خاک از شکوفه جلوه شکرستان کند

هر برگ سبز طوطی شکر شکن شود