غزل شمارهٔ ۴۲۸۳

از جلوه تو سنگ سبکبال می شود

آتش ز خوی گرم تو پامال می شود

فال نگاه گرم زدن بی مروتی است

بر چهره ای که جای عرق خال می شود

چون شاخ گل ز خانه زین شعله می کشد

خونی که در رکاب تو پامال می شود

آبی که قطره قطره به لب تشنگان دهند

گوهر فروز عقده تبخال می شود