غزل شمارهٔ ۴۲۸۷

از حسن نوخطان دل ما تازه می شود

داغ کهن ز مشک ختا تازه می شود

هرچند کهنه می شود آن نخل دلپذیر

پیوند مهربانی ما تازه می شود

از استخوان سوخته تازه روی عشق

چون مغز، استخوان هماتازه می شود

عاقل به زیر دار نفس راست چون کند

اندوه من ز قد دوتا تازه می شود