غزل شمارهٔ ۴۲۹۷

در کوی عشق درد وبلا کم نمی شود

از باغ خلد برگ ونوا کم نمی شود

موج از شکست روی نمی تابد از محیط

اخلاص ما به جور وجفا کم نمی شود

هر داغ حسرت تو کم از آفتاب نیست

عمر شب فراق چرا کم نمی شود

تا چون هدف ترا رگ گردن بجای هست

آمد شد خدنگ قضا کم نمی شود