غزل شمارهٔ ۴۳۰۲

هر بلبلی که بوی گل از خار نشنود

در بر گریز نکهت گلزار نشنود

آگه ز شیوه غلط انداز حسن نیست

از منع هر که مژده دیدار نشنود

هر خسته ای که چاشنی درد یافته است

می نالد آنچنان که پرستار نشنود

باریک تاچو رشته نگردد خداشناس

ذکر خفی ز حلقه زنار نشنود