غزل شمارهٔ ۴۳۱۱

خالش خبر ز سر دهانم نمی دهد

زان راز سر به مهر نشانم نمی دهد

شد بسته راه خیر به نوعی که آن دهن

یک بوسه آشکار ونهانم نمی دهد

هرچند شد ز حلقه خط پای در رکاب

زلفش همان به دست عنانم نمی دهد

چون خال سوخت تخم امید من وهنوز

لعل لبش به آب نشانم نمی دهد