غزل شمارهٔ ۴۳۱۳

نتوان ز عندلیب نسیمی به جان خرید

گلچین نهال شد که گل از باغبان خرید

پاینده باد سایه رطل گران رکاب

برگ مرا ز سیلی باد خزان خرید

کشتی شکسته ایم و به ساحل رسیده ایم

دانسته می توان گهر از ما گران خرید

در صحن کعبه قبله نما چون خرد کسی

گردون متاع یوسفیم را چنان خرید