غزل شمارهٔ ۴۳۲۵

از زیر خاک ناله مامی توان شنید

بیرون باغ نیز نوا می توان شنید

برگ خزان رسیده بود ترجمان باغ

از رنگ چهره حال مرا می توان شنید

باور که می کند که ازان چشم سرمه دار

آواز دور باش حیا می توان شنید

سینگین دلی وگرنه ز طرف کلاه خویش

آواز دل شکستن مامی توان شنید