غزل شمارهٔ ۴۳۲۸

در مشرب من صبح چه گویم چه اثر داد

این شیر مرا غوطه به دریای شکر داد

از رفتن چون ندهم پشت به دیوار

آسوده شد از سنگ درختی که ثمر داد

شوریده نمی خواست اگر عشق جهان را

در کوچه وبازار مرا بهر چه سر داد

هرمورسمندی است کمر بسته درین دشت

زان حسن گلوسوز که لعلت به شکر داد