غزل شمارهٔ ۳۰۲۹

آه که دلم برد غمزه‌های نگاری

شیر شگرف آمد و ضعیف شکاری

هیچ دلی چون نبود خالی از اندوه

درد و غم چون تو یار و دلبر باری

از پی این عشق اشک‌هاست روانه

خوب شهی آمد و لطیف نثاری

چشم پیاپی چو ابر آب فشاند

تا ننشیند بر آن نیاز غباری