غزل شمارهٔ ۴۴۰۷

خون بهتر ازان می که چشیدن نگذارند

پیکان به ازان غنچه که چیدن نگذارند

غیر از لب افسوس گزیدن چه علاج است

آن راکه لب یار گزیدن نگذارند

بوسیدن کنج لب ساقی چه خیال است

آن را که لب جام مکیدن نگذارند

بال وپر ارباب هوس غنچه نگردد

جایی که مرا چشم پریدن نگذارند